مبحث اول و دوم فروید

George Alvarez 18-10-2023
George Alvarez

فهرست مطالب

در کار فروید، دو راه عمده برای دیدن ساختار ذهن وجود دارد: موضوع اول و مبحث دوم. بنابراین، در این مقاله ترکیبی را ارائه خواهیم کرد. از این مفاهیم فرویدی است.

علاوه بر این، ما به دو موضوع یا فاز نظری فروید نیز می پردازیم و سه عنصر تشکیل دهنده تقسیم ذهن انسان در هر یک از این مراحل را می شناسیم.

اولین توپوگرافی فروید: نظریه توپوگرافی

در قسمت اول کار فروید، به نام اولین توپوگرافی یا نظریه توپوگرافی ، دستگاه روانی به سه نمونه (کلاس) تقسیم می شود که عبارتند از:

  • ناخودآگاه (ICS)
  • پیش آگاه (Pcs)
  • آگاه (Cs) )

شایان ذکر است که عبارت "موضوع" از "topos" گرفته شده است که در یونانی به معنای "مکان" است، از این رو این تصور وجود دارد که این سیستم ها مکان (topos) را اشغال می کنند. 8> توابع مجازی و خاص. بنابراین، هر یک با یک عملکرد خاص در داخل دستگاه.

1. ناخودآگاه (Ucs)

این نمونه نقطه ورود دستگاه روانی است. روشی برای عملکرد دارد که توسط قوانین خودش اداره می شود، یعنی که از درک عقل خودآگاه می گریزند . بعلاوه، به عنوان کهن‌ترین بخش روان در نظر گرفته می‌شود که از رگه‌های یادگاری (خاطرات اولیه) نیز ساخته شده است.

برای روشن شدن، در ناخودآگاه (Ucs)، یک طبیعت مرموز،فروید (یعنی تنها بخشی از آب نشان دهنده ذهن قابل دسترسی به خودآگاه است، بقیه در پیش آگاهی و عمدتاً ناخودآگاه غوطه ور است)، خواهیم داشت:

از تحلیل تصویر بالا، توجه به این نکته مهم است که اگر بخواهیم یک نظریه فرویدی را به نظریه دیگر ربط دهیم:

  • id همه ناخودآگاه است (همه غوطه ور هستند)،
  • اما ناخودآگاه کل Id نیست (بخشی از آنچه در غوطه ور است نیز خود و سوپرایگو است)؛
  • ناخودآگاه شامل کل Id و بخشهایی از سوپرایگو و ایگو .

فکر نکنید که:

  • فقط شناسه ناخودآگاه است: اگر چنین است، چرا فروید نظریه دیگری ایجاد کرد؟ او فقط می گفت که آنها چیزهای مشابهی هستند، با نام های مختلف.
  • ناخودآگاه یک "مکان" در مغز است که دقیقاً مشخص شده است (اگرچه مطالعاتی در عصب شناسی وجود دارد که به "خودآگاه" بیشتر و موارد دیگر اشاره می کند. بیشتر مناطق "ناخودآگاه" مغز.

از دیدگاه رشد روانی انسان:

  • id (همه ناخودآگاه) ابتدایی ترین است. و بخش وحشی منبع انرژی روانی است، زبان مخصوص به خود را دارد و کاملاً ناخودآگاه است. (بخش خودآگاه، بخش ناخودآگاه) خود را به عنوان بخشی از id، از لحظه ای که سوژه شخصی سازی خود را به عنوان "من" آغاز می کند، توسعه می دهد.(خود)، به عنوان یک واحد ذهن - بدن و به عنوان متمایز از سایر افراد و اشیاء. شاید وظیفه بعدی ایگو این باشد که میان انگیزه های id و محدودیت ها و ایده آل سازی های سوپرایگو باشد. تخصص ایگو به معیارهای اخلاقی و آرمانی. این امر عمدتاً از ظهور ادیپ ایجاد می شود، زمانی که سوژه شروع به رویارویی با خود با ممنوعیت ها و ایده آل سازی الگوها و قهرمانان می کند. ما می گوییم:
    • Id همه ناخودآگاه است.
    • من بخشی آگاهانه (مثلاً از منطق عقلانی و آنچه اکنون به آن فکر می کنیم) و بخشی ناخودآگاه است. (مثلاً از مکانیسم های دفاعی ایگو).
    • سوپرایگو بخشی خودآگاه (از قوانین اخلاقی که ما از وجود آنها آگاه هستیم، مانند "نکش") و بخشی ناخودآگاه است ( از باورها و ارزش هایی که ما داریم و معتقدیم طبیعی است، مثلاً در زبان، گفتار، مذهب، طرز لباس پوشیدن، نحوه تمایز جنسیت و غیره وجود دارد.
    بخوانید همچنین: زبان خاموش: چیست، چگونه صحبت کنیم و گوش کنیم

    بنابراین، می توان گفت که خود و سوپرایگو یک قسمت خودآگاه و یک قسمت ناخودآگاه دارند ، کل وجود ناخودآگاه .

    ملاحظات پایانی

    اگر علاقه مند به دانستن بیشتر در مورد موضوع اول وموضوع دوم فروید؟ با ثبت نام در دوره روانکاوی بالینی ما، حتی بیشتر خواهید آموخت. قیمت علاوه بر آنلاین بودن فوق العاده مقرون به صرفه است و می توانید از راحتی خانه خود یاد بگیرید. پس عجله کنید و همین الان ثبت نام کنید!

    این مقاله توسط پائولو ویرا و تیم محتوای دوره آموزشی روانکاوی بالینی ایجاد، بازبینی و گسترش یافته است، بر اساس مشارکت متن اولیه دانش آموز Cinzia Clarice.

    مبهم، که می تواند احساسات، ترس، خلاقیت و خود زندگی و مرگ را جوانه بزند. همچنین بر اصل لذت حاکم است.

    در نهایت، ISC یک «منطق عقلانی» ارائه نمی دهد. در آن هیچ زمان، مکان، عدم قطعیت یا تردید وجود ندارد.

    نقش رویاها در درک دستگاه فرویدی

    رویاها نقش اساسی در درک دستگاه فروید دارند، زیرا "ارتباط" در رویاها به لطف فرآیند اولیه و مکانیسم های آن انجام می شود:

    • تراکم؛
    • جابجایی؛
    • و بازنمایی.

    2. پیشآگاه (Pcs)

    این نمونه که توسط فروید یک "موانع تماس" در نظر گرفته شده است، به عنوان نوعی فیلتر عمل می کند تا محتوای خاصی بتواند (یا نه) ) به سطح خودآگاه برسید.

    ما درک می کنیم که محتویات موجود در Pcs در دسترس خودآگاه است . در این مثال است که زبان ساختار یافته است و بنابراین، می‌تواند حاوی «بازنمایی واژه‌ها» باشد، که شامل مجموعه‌ای از خاطرات کلماتی است که از آن‌ها به دست آمده‌اند و منظور کودک از آنها چگونه بوده است.

    بنابراین، پیش آگاهی بخشی است که نیمه راه بین ناخودآگاه و خودآگاه است. یعنی بخشی از ذهن است که در جستجوی رسیدن به بخش خودآگاه اطلاعات را جمع آوری می کند.

    3. خودآگاه (Cs)

    خودآگاه از این جهت با ناخودآگاه متفاوت است. کهکه از طریق کدها و قوانین آن اداره می شود. هر چیزی که بلافاصله در دسترس ذهن است به Cs نسبت داده می شود.

    به این ترتیب، می توانیم فکر کنیم که شکل گیری هشیار از طریق اتصال "بازنمایی چیز" و <1 صورت می گیرد>«نمونه کلمه». یعنی سرمایه گذاری انرژی در یک جسم خاص و سپس خروجی کافی برای رضایت وجود دارد.

    همچنین ببینید: روش تجربی در روانشناسی: چیست؟

    انرژی روانی

    انرژی روانی توسط بازنمایی ها هدایت نمی شود، به یک نمایش خاص مرتبط است. یعنی فرآیندهای اولیه آگاهانه (Pcs) ارتباط خود را از طریق سازماندهی این بازنمایی ها شکل می دهند.

    من اطلاعاتی را برای ثبت نام در دوره روانکاوی می خواهم .

    به این ترتیب می توان:

    • تعیین خطوط استدلال؛
    • ارائه ادراکات و ملاحظات؛
    • احترام به اصل واقعیت.

    آگاهی و واقعیت

    بنابراین، آگاهی بخشی از روان ما است که از واقعیت محیط نزدیک ما آگاه است. این ناحیه مسئول تماس با دنیای خارج است.

    علاوه بر این، اصل واقعیت در اینجا حاکم است، زیرا ذهن خودآگاه به دنبال رفتاری است که با واقعیت اجتماعی سازگار باشد، زیرا اصل لذت بر آن حاکم نیست. این تا حدی به حالت تعلیق درآمده است.

    موضوع دوم فروید: نظریه ساختاریفروید با درک اینکه مدل قدیمی او دارای محدودیت‌هایی بود که مانع از درک واضح‌تر یافته‌های روانکاوی می‌شد، یک الگوی جدید برای دستگاه روانی پیشنهاد کرد.

    در این مدل جدید، فروید درک شما را از پویایی مصادیق روانی گسترش می دهد و راه جدیدی برای درک معرفی می کند که مدل ساختاری دستگاه روانی نامیده می شود.

    همچنین بخوانید: در 14 مرحله بهترین نسخه خود باشید

    در آن، فروید فرمول بندی مدلی را پیشنهاد خواهد کرد که دیگر بر درک مجازی متمرکز نیست، بلکه بر ساختارها یا طبقات روانی متمرکز است. این ساختارها دائماً برای عملکرد روان در تعامل هستند که عبارتند از:

    • ID;
    • EGO;
    • و SUPEREGO.
    <13. ID

    در میان ساختارهای ارائه شده توسط فروید، ID باستانی ترین یا ابتدایی ترین است، نه تنها به این دلیل که "وحشی ترین" است، بلکه به این دلیل که اولین ساختار است. id نوعی مخزن انگیزه های آشفته و غیرمنطقی، سازنده و مخرب و هماهنگ با یکدیگر یا با واقعیت بیرونی نیست. به عبارت دیگر، این مجموعه ای از رانه هاست که می توان آنها را «غریزی» و «وحشی» بدون سازماندهی و بدون جهت گفت.

    در شناسه، انرژی ها و رانه های روانی وجود دارد که هدف آنها کسب لذت است. . گویی شناسه مخزن انرژی زندگی روانی ماست، در حالی که نمونه های دیگر سازماندهی می کنند.این انرژی به بهترین شکل ممکن.

    بنابراین شناسه دارای ویژگی های زیر است:

    • برنامه ریزی نمی کند و منتظر نمی ماند؛
    • نداشتن زمان‌شناسی (گذشته یا آینده)، همیشه حال است؛
    • چون موجود است، به دنبال ارضای فوری برای انگیزه‌ها و تنش‌ها است؛
    • ناامیدی را نمی‌پذیرد و بازداری نمی‌داند؛
    • هیچ ارتباطی با محدودیت های تحمیل شده توسط واقعیت ندارد؛
    • جستجوی رضایت در تخیل؛
    • می تواند تأثیری مشابه یک اقدام مشخص برای رسیدن به هدف داشته باشد؛
    • کاملاً ناخودآگاه است.

    SUPEREGO

    نمونه روانی که توسط ایگو برای کنترل Id فراخوانده شده است. یعنی SUPEREGO اصلاح یا تخصصی سازی EGO است که هدف آن جلوگیری از تحقق تکانه های id به همان شکلی است که هستند. سوپرایگو مسئول تحمیل تحریم ها، هنجارها، استانداردها و ایده آل سازی ها است و با درون یابی مطالبی که از والدین سرچشمه می گیرد، شکل می گیرد.

    گفتن اینکه افراد، تخصص ایگو است به این معناست که، هنوز در کودکی، ایگو به بلوغ رسیده و بخشی از خود را مقدر کرده است که بازدارندگی و ممنوعیت ایجاد کند. این به معنای بلوغ اندام خاصی از نفس نیست، بلکه یک بلوغ روانی (بیولوژیکی و اجتماعی) است که کار ذهنی را در این جهت سازماندهی می کند.

    فوق من بخشی خودآگاه و بخشی ناخودآگاه است

    من اطلاعاتی برای ثبت نام در دوره می خواهمروانکاوی .

    همچنین ببینید: تعبیر خواب سگ چیست؟

    • مثال وجدان: وقتی می گویید "کشتن حرام است".
    • مثال ناخودآگاه: الگوهای رفتار و لباس که شما قضاوت می کنید که یک انتخاب "طبیعی" است و هرگز فکر نمی کردید که آنها از بیرون در مورد آن مصمم هستند.

    علاوه بر این، SUPEREGO به دنبال کمال اخلاقی نظارتی است و تمایل به سرکوب هر و همه تخلفاتی دارد که ممکن است باعث آسیب به ذهن شود.

    سوپرایگو مربوط به عقده ادیپ است زیرا مکانیسم عملکرد آن عمدتاً از سن ادیپ (حدود 3 سالگی تا آغاز نوجوانی) ایجاد می شود. این سنی است که کودک نیاز دارد:

    • پدر را به عنوان ضامن قوانین (محدودیت ها، برنامه ها، نظم و انضباط و غیره) که میل او را محدود می کند، درک کند؛
    • احترام احترام آمیز برای پدر اتخاذ کنید ، به عنوان نمونه ای از یک قهرمان، که دیگر رقیب نیست. و
    • تعریف ممنوعیت محارم (دست کشیدن از مادر به عنوان شیء جنسی).

    تا بعداً کودک رشد کند و در مرحله گذار تا نوجوانی، کشف کنید که جامعه قوانین اخلاقی و منابع تحسین بسیاری دارد، متفاوت از آنچه در محیط خانواده زندگی می کرد، اما با مکانیسمی مشابه، که سوپرایگو از قبل به آن عادت کرده است. اهمیت ادیپ برای رشد روانی-اجتماعی بسیار زیاد است، زیرا این اولین تجربه سوژه با سوپرایگوی خود خواهد بود: محدودیت ها وآرمان های مشروعیت یافته .

    بعدها، این نوجوان از قبل سوپرایگو پیچیده تری خواهد داشت، با ممنوعیت ها و قهرمانانی که از قسمت های دیگر می آیند تا بتواند از مادر و پدرش فاصله بگیرد. این خود مختاری در رابطه با خانواده و درونی کردن یک سوپرایگوی پیچیده بسیار نمونه در دوره نوجوانی است: والدین معمولاً بیرون آوردن نوجوان از گهواره را دوست ندارند، اما این نشانه یک ادیپ خوب حل شده و بلوغ روانی کودک است. .

    می توان گفت که ابر من سه هدف دارد :

    • از طریق تنبیه یا احساس گناه، هرگونه انگیزه مغایر با قوانین و مقررات را مهار کند. آرمان های دیکته شده توسط آن (وجدان اخلاقی)؛
    • خود را وادار به رفتار اخلاقی (حتی اگر غیرمنطقی) می کند؛
    • فرد را چه در حرکات و چه در افکار به سمت کمال سوق دهد.

    خیلی مهم است که بگوییم یک سوپرایگوی سفت و سخت بیمار می شود و یکی از علل اصلی روان رنجوری ها، اضطراب ها، اضطراب ها است . درمان روانکاوی علیه یک ابرخود سفت و سخت کار می کند.

    این کار با این امکان انجام می شود که:

    • شرایط برای تحلیلگر برای شناخت خود؛
    • تسلیم شدن کمی بیشتر انجام می شود. به خواسته های خود، ایجاد شخصیتی که کمتر با خودش در تضاد باشد؛
    • حتی اگر این برخلاف ایده ها و معیارهای پیشنهادی خانواده و جامعه باشد.
    همچنین بخوانید: نظریه توپوگرافی و نظریه ساختاری در فروید

    منظور ما از این استدرک وجود یک سوپرایگو به معنای پذیرش تمامی قوانین، قوانین، باورها و معیارهای یک جامعه نیست .

    برعکس، به معنای درک این است که زندگی اجتماعی برای پرهیز از بربریت قراردادهایی می طلبد (یعنی تسلط قوی ترین ها) حتی زمانی که این قراردادها بیان یا نوشته نشده باشند، اما این قراردادها ابدی و تغییر ناپذیر نیستند.

    EGO

    از نظر فروید، تولد ایگو از اوایل کودکی می آید، زمانی که پیوندهای عاطفی و عاطفی با "والدین" معمولاً شدید است. این تجربیات که در قالب دستورالعمل، تحریم، امر و نهی ظاهر می شوند. باعث می شود کودک این احساسات ذهنی را در ناخودآگاه ثبت کند. این احساسات به ساختار روانی و نفسانی شما "بدن" می بخشد.

    خود در نیمه راه بین دو عنصر دیگر قرار دارد. ایگو وسط الاکلنگ بین طرف رضایت فردی میل (id) و طرف رضایت اجتماعی است که زندگی اجتماعی می تواند به ارمغان بیاورد اگر مایل باشید مطابق با استانداردهای خاصی زندگی کنید (سوپراگو).

    همچنین. به عنوان سوپرایگو، ایگو نیز عبارت است از:

    • قسمت خودآگاه: برای مثال وقتی در جمع صحبت می کنیم، قسمت ناخودآگاه: مانند مکانیسم های دفاعی ایگو.

    کارکرد میانجی ایگو

    که از ردپای یادگاری قدیمی (خاطرات عاطفی دوران کودکی) تشکیل شده است، ایگو بزرگترین خود را دارد. بخش خودآگاه ، بلکه فضایی را در ناخودآگاه اشغال می کند.

    بنابراین، مصداق اصلی روانی است و کارکرد آن میانجیگری، ادغام و هماهنگی است:

    • تکانه های ثابت ID؛
    • تقاضاها و تهدیدات SUPEREGO؛
    • علاوه بر خواسته هایی که از دنیای بیرون می آیند.

    اصل واقعیت

    ایگو از ID توسعه می‌یابد تا به انگیزه‌هایش اجازه دهد کارآمد باشند، یعنی با در نظر گرفتن دنیای بیرونی: به اصطلاح اصل واقعیت است. این اصل است که عقل، برنامه‌ریزی و انتظار را وارد رفتار انسان می‌کند.

    بنابراین، رضایت محرکات تا لحظه‌ای به تأخیر می‌افتد که واقعیت اجازه می‌دهد با حداکثر لذت و حداقل رضایت آنها را برآورده کند. با مقایسه موضوع اول و دوم فرویدی نظریه توپوگرافی فروید (آگاهانه، پیش آگاه و ناخودآگاه) از نظریه ساختاری (ego, id, superego).

    اینها نظریه های ناسازگاری نیستند. فروید یکی را به نفع دیگری رها نکرد. حتی پس از آن که فروید نظریه ساختاری را توضیح داد (مبحث دوم)، او همچنان در آثار خود مفاهیم خودآگاه و ناخودآگاه (مبحث اول) را اتخاذ کرد.

    در کنار هم قرار دادن موضوعات اول و دوم فرویدی در یک تصویر واحد. ، و با توجه به استعاره (یا تمثیل) کوه یخ در

George Alvarez

جورج آلوارز یک روانکاو مشهور است که بیش از 20 سال است که در این زمینه فعالیت می کند و در این زمینه بسیار مورد توجه است. او یک سخنران مورد توجه است و کارگاه ها و برنامه های آموزشی متعددی را در زمینه روانکاوی برای متخصصان صنعت سلامت روان برگزار کرده است. جورج همچنین یک نویسنده ماهر است و چندین کتاب در زمینه روانکاوی نوشته است که مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است. جورج آلوارز به اشتراک گذاری دانش و تخصص خود با دیگران اختصاص دارد و یک وبلاگ پرطرفدار در دوره آموزشی آنلاین روانکاوی ایجاد کرده است که به طور گسترده توسط متخصصان بهداشت روان و دانشجویان در سراسر جهان دنبال می شود. وبلاگ او یک دوره آموزشی جامع ارائه می دهد که تمام جنبه های روانکاوی، از تئوری تا کاربردهای عملی را پوشش می دهد. جورج مشتاق کمک به دیگران است و متعهد است که در زندگی مشتریان و دانش آموزان خود تغییرات مثبتی ایجاد کند.